سلام
پدرام: حسین فکر نمی کنی توی این کارت دید انسانی غایبه؟
( آقای لندهور و من)
از وقتی من و آن لندهور در تو دیوار زدیم
همیشه خواسته ام بیشترت را بردارم
اعتراف می کنم هر روز خیابانهای بیشتری به خودم اضافه می کنم
از دندان آن سگ قاپیدمت به نیشت بکشم
دل از عزایت بیرون بیاورم
به آب و آتیش چقدر زده ام
e_mail
Marjane aziz
Hala ke mikhahi an landahoor zirat begirad begirad
Bebin man jibhayam khakie khalist
Va digar kesi nadaram barayat be mirad
Man nesfe bishtaram ra az dast dadeam
Ghamginat hossein shekarbaygi
مرجان را از بابایش دوست تر دارم
باهاش می خوابم و زنای با محارم هم نیست
می دانی پدری که خون می خورد عاشق ترین پدر هاست
همیشه توی دست و بالش طوفان پیدا می شود یارو لندهور را می گویم
کتابخانه ای در سهمش ذارد که دنیای عجیبی درشان خوابست
{ حواس مر جان را پرت می کنم}
از پشت دیوار هق هق لندهور را می شنوم
و می دانم کلمات شفابخشش نیستند
{دارد خطرناک می شود }
{ حواس مرجان را پرت می کنم}
مرجان دوست دارد اول
چشم در چشم شود
بعد لب به لب
بعد کار به جاهای دیگر بکشد
و این زمان بر است
امروز باید کاری کنم اول از جاهای دیگر شروع کنیم
من معتقدم
از اسپری باید استفاده کرد
و از کاندوم
و مرجان را
تا جادادرد
پیش رفت
{ لندهور غصه می خورد}
{ حواس مر جان را پرت می کنم}
شبها صدای قدم زدن می آید
باز این لندهور بی خوابی به سرش زده
مرجان را به هزار بیچاره گی خوابانده ام
توی این هیر و ویر حضرت آقا بی خوابی به سرش زده
خوشحالم که برای مر جان نامه نمی دهم
E_mail
Marjane aziz
Marjane aziz
Marjane aziz
Marjane aziz
Marjane azi
Dostdarat B
این روزها نگران سلامتی چشمهای مرجانم مطالعه برایش ضرر دارد
برای همین این باکسش را من چک می کنم
E_mail
Marjane aziz
Angoshtham zarif nistand ta gerehaee ke pish amade ra bogshayam
Daste khodam nist angoshtham zarif nistand
Dandeye chapat har rooz tang taro tangtar mishavad
Ja baraye ketabham nist
In gole ja dar to nemidanam chera har rooz ab miravad
Doost daram az rooye divar sarak beke sham bebinam an vare donya che khabara ast
Emrooz 3 bare digar asheghat shodam
Daram har rooz poshte sare ham chagh mishavam
Cheshmhaye khoshghelat ra bishtar az in aziyat nemikonam
Dostdarat B
امروز دلم برای مرجان سوخت مگر یک آدم چقدر می تواند باشد ؟
برای چند نفر
باید فکری اساسی کرد
{ لندهور دارد خطرناک می شود}
متاسفانه نامه زیاد می دهد و اصلا به فکر چشمهای مرجان نیست
لند هور چند بار است
از روی دیوار سرک می کشد
{ دارد خطر ناک می شود}
با مرجان نشسته ام مرجان دستهایم را شلوغ کرده
لندهور از پشت دیوار دارد می فا ر سی می شود
{ حواس مرجان را پرت می کنم}
{ لندهور دارد خطرناک می شود}
امروز بالاخره اول کار را از جاهای دیگر شروع کردیم خوشحالم
{ لندهور دارد خطرناک می شود}
E_ mail
Marjane aziz
Emrooz raghs pichidam be khodam
Chizi az man kami
Emrooz zooram ra zadam nasim beiayam raghs bepicham dorat
Vali az roozhaee bood ke modam bad miavari
Dast migardanam donbale chizi nist
Farad saye khodam ra khaham kard
Dostarat B
{ لندهور دارد خطرناک می شود}
در کاسه ی سرش طوفانی از کلمات می لولند
م ر ج ا ن را به زور می چیند کنار هم
فردا را حتم دارم این چند کلمه را هم نتواند
مرجان: این دیوار خیلی نیست که هست ؟
من: چرا
مرجان: کمی می فا ر سی نمی شوی ؟
من :
این روزها به سختی حواس مرجان پرت می شود
می گوید چشمهایش نگرانی ندارند
{ مر جان دارد خطرناک می شود}