تبليغاتX
از راوی - راه که می افتم می اف تم راه ای راه افتان خیزان خیزنده چسبنده عشق

از راوی

من فقط یک راوی ام

شاه رخ عزيز! آنا شکلي از انگور است يا چيزي که راه مي برد در رگهايي که اگر آبي نباشند نبوده اند

شاه رخ عزيز روي کلمه (( چيزي )) قدري درنگ کن

تصور نمي کردم اين همه سال عاشق يک فاحشه خانه بوده باشم.

  آن زمانی که مسلسل حتا هوا را زمين گير مي کرد.  لحظاتي که از ترس مي چسبيدم به خاک و نفسم غبارها را پر مي داد . فکر مي کردم اين حجم سخت که سينه به سينه ي منست آناست . و من مسلسل را به آنجايم هم نمي گرفتم  .بله براي همين بود که گلوله هايي را که در رانم بچه مي کردند از ياد مي بردم

شاه رخ عزيز ! ساده ست وقتي لخت آنا را در بغل داري بگويي: سخت است مي فهمم بعد تا دسته فرو بروي در رويا و تخم ات هم نباشد

شاهرخ عزيز يک سوال دارم : چرا بعد از اين همه سال هنوز روي قوطي کبريت ها مي نويسند بي خطر؟

   نمي خواهم بگويم : در زخمهايم هستم يا : يک تنه مهمات يک لشکرم يا: کلتي که قرار بود ترس را از من دور کند و هيچ وقت نتوانست. دشمن را از خدا كيلومتري ميشناسد كه تو نگران باشي توله سگي كه در شكم آناست بي پدر شود

شاهرخ عزيز چه مي داني من با چه مکافاتي خودم را کندم از آن دختر عرب و خر کشان خودم را کشاندم تا آنا
بعد ديدم من بايد به جايي ديگر حمله مي بردم 
 آن زماني که  از ترس آهن پاره هاي سوزاني كه از روبرو مي آمدند  من دستم را فراموش مي كردم .پاهايم را فراموش مي كردم .پوستم را فراموش مي كردم و مي ريختم در دهانم  تو چه مي داني چند خاكريز اين گونه فتح شده ؟ شاهرخ عزيز (( من باخته ام )) اصلا مناسب نيست باوركن (( من باخته ام )) تمام ماجرا نيست 
شاه رخ عزيز چيزي كه الان تو تا دسته فروي مي كني در آن .زماني شكلي از انگور بود  زماني بلندي هاي ماكچو پيكچو زماني ابرهايي كه زياد مي دانستند . پراكند ه مي دانستند (( عزيم من فقط از تو مي خوام پشت پلكهام نفس بكشي باز هم )) ابر ((دوستت دارم)) بود ابر :(( دنيا به آنجايمان هم نيست)) ابر: ((روزي روزگاري ما دوتا)) و ..... حالا متاسفم كه نیست متاسفم !
الان كه دارم اينها را مي نويسم در كپلهاي يك زنم و تا كازابلانكا راهي نيست.  دارد خودش را مي کشد آنا باشد اما من دوست دارم يك جنده باشد چون الان به يك جنده بيشتر نياز دارم و كمي زمين سفت

آندریاس کراگلر
+ نوشته شده در  86/05/23ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط حسین شکر بیگی  |